"پیپ چراغ افروز "و "کوه اسرارآمیز" برگزیده ی هفدهمین جشنواره ی قصه گویی

استان همدان شدند.

 

در هفدهمین جشنواره ی قصه گویی استان همدان رتبه های اول و دوم به مرکز فرهنگی هنری قروه ی درجزین اختصاص یافت .

قصه ی "پیپ چراغ افروز "با قصه گویی مریم نوشاد مربی مسوول فرهنگی و "کوه اسرارآمیز "با قصه گویی سیما نوروزی سپیده  مربی فرهنگی  به ترتیب مقام اول و دوم جشنواره ی قصه گویی استان را بدست آوردند.

در این جشنواره که روز 23 مهرماه در سالن سینما کانون استان برگزار گردید 14 قصه گوی منتخب استانی معرفی و تقدیر شدند. این قصه ها برای بررسی نهایی به کانون تهران ارسال شده و پس از داوری نهایی و در صورت کسب امتیاز لازم ، مجوز ورود به مرحله ی بین المللی را بدست می آورند.

اهالی سورا کسب این موفقیت را به مربیان مرکز قروه و قصه گویان استان تبریک گفته و برای همه ی قصه گویان منتخب  آرزوی موفقیت می نماید.

 

 

 



تاريخ : چهارشنبه 1393/07/30 | 3:40 PM | نویسنده : اهالي سورا |


 

     همزمان با آغاز روز جهانی کودک در سراسر کشور مرکز فرهنگی هنری قروه ی درجزین این روز را با برگزاری مراسم جشن ویژه ی کودکان خردسال گرامی داشت.

      در این مراسم که با حضور والدین ، مربیان و خردسالان مهد کودک های مسافر کوچولو و چکاوک در سالن نمایش مرکز قروه برگزار گردید مربیان کانون با برنامه های متنوع فرهنگی از جمله قصه گویی ، ساخت کاردستی فرفره های رنگی ، نمایش فیلم ، بازی ، شعر و بازدید از نمایشگاه کتاب و محصولات فرهنگی از آنها پذیرایی نمودند.


 

 

 

 

 

 



تاريخ : پنجشنبه 1393/07/17 | 9:10 AM | نویسنده : اهالي سورا |

 

روز جهانی کودک به تمام کودکان سرزمین سبزمان ایران و تمام کودکان معصوم دنیا مبارک باد

 

بازگرد ای خاطرات کودکی
سوار بر اسبهای چوبکی

خاطرات کودکی زیباترند
یادگاران کهن ماناترند

درسهای سال اول ساده بود
آب را بابا به سارا داده بود

درس پند آموز روباه و خروس
روبه مکارو دزد و چاپلوس

روز مهمانی کوکب خانم است
سفره پر از بوی نان گندم است

کاکلی گنجشککی باهوش بود
فیل نادانی برایش موش بود

با وجود سوز و سرمای شدید
ریز علی پیراهن از تن می درید

تا درون نیمکت جا می شدیم
ما پر از تصمیم کبری می شدیم

پاک کن هایی ز پاکی داشتیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم

کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت

گرمی دستانمان از آه بود
برگ دفتر ها به رنگ کاه بود

همکلاسی های درد و رنج و کار
بچه های جامه های وصله دار

بچه های دکه سیگار سرد
کودکان کوچک اما مرد مرد

کاش هرگز زنگ تفریحی نبود
جمع بودن بود و تفریقی نبود

کاش میشد باز کوچک می شدیم
لااقل یک روز کودک می شدیم

یاد آن آموزگار ساده پوش
یاد آن گچها که بودش روی دوش

ای دبستانی ترین احساس من
بازگرد این مشقها را خط بزن

 


تاريخ : چهارشنبه 1393/07/16 | 2:0 PM | نویسنده : اهالي سورا |
تماس با ما